معرفی کامل شهرستان خلخال

شهرستان خلخال در استان اردبیل 12 1 - معرفی کامل شهرستان خلخال

در این پست سایت به معرفی کامل شهرستان خلخال یکی از شهرستان های تابعه استان اردبیل می پردازیم

شهرستان خلخال یک منطقه کوهستانی با طبیعتی بکر و بسیار زیباست که در جنوب استان اردبیل واقع شده است و مرکز آن شهر خلخال یا هروآباد است .

این شهرستان با دارا بودن ۸۵ در صد از جنگلهای استان اردبیل از طرف شمال به شهرستان کوثر ، از شرق به استان گیلان ، از جنوب به استان زنجان و از غرب به شهرستان میانه  آذربایجان شرقی حدود می شود .

شهرستان خلخال در ۳۷ درجه و ۷ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۵۶ دقیقه عرض شمالی و همچنین ۴۸ درجه و ۱ دقیقه تا ۴۸  درجه و ۵۴ دقیقه طول شرقی قرار دارد ارتفاع مرکز شهرستان از سطح دریا حدود ۱۸۰۰ متر می باشد

مساحت این شهرستان حدود ۳۹۸۰ کیلو متر مربع است ، طول آن از شمال به جنوب حدود ۱۲۰ کیلومتر و عرض آن از ۴۸ تا ۹۰ کیلومتر متغیر است .

در حال حاضر دسترسی به خلخال از طریق جاده معروف و توریستی اسالم به خلخال از شرق ( ۷۵ کیلومتر ) ، جاده خلخال – پونل از جنوب شرق ( حدود ۷۵ کیلومتر ) جاده اردبیل به خلخال از شمال (۱۱۵ کیلومتر ) و جاده سرچم-خلخال ( منشعب شده از جاده سرچم – اردبیل ) با طول حدود ۱۲۰ کلومتر در غرب صورت می گیرد . ( مراجعه شود به گزینه ۶ – راههای ارتباطی )

اقلیم و جغرافیای خلخال

شهرستان خلخال دارای سه اقلیم مدیترانه‌ای خشک و گرم، مدیترانه‌ای گرم و مدیترانه‌ای معتدل است. به علت کوهستانی بودن منطقه، میزان بارندگی آن از سالی به سال دیگر متفاوت است. دارای زمستان‌های سرد  و تابستان‌های معتدل و بسیار مفرح است.

ارتفاعات شرقی و کوهستانی طالش سرد و پربرف و کنار رود قزل‌اوزن گرم و مرطوب است. طول مدت سرمای این شهرستان بیش از پنج ماه است و برف سنگین زمستانی سبب بسته شدن جاده اسالم به خلخال در گردنه الماس می‌شود ، ( البته تلاش شبانه روزی ماموران راهدارخانه الماس برای باز نگه داشتن این مسیر واقعا قابل تمجید وتقدیره ).

این شهرستان یک منطقه کوهستانی است که ارتفاع آن از شرق به غرب و از شمال به جنوب کاهش می‌ یابد رشته کوههای تالش درشرق آن از شمال به جنوب کشیده شده‌است که مانند سدی ما بین دریای خزر و استان گیلان و آذربایجان قرار گرفته‌است به طوریکه بر خلاف دامنه‌های شرق در دامنه‌های غربی آن در منطقه خلخال به جهت کاهش باران و خشکی هوا پوشش گیاهی انبوه و قابل توجهی ملاحظه نمیشود .
در این شهرستان رود مهم قزل‌اوزن و شاخه‌های آن مانند شاهرود ، هروچای ، آرپاچای و شنگ‌آباد به طرف جنوب جریان داشته و پس از جمع شدن در سد منجیل ، آخر سر به دریای خزر میریزد.

مقدار بارندگی سالانه ثبت شده در ایستگاهها بطور میانگین حدود ۳۰۰ میلیمتر است .

تاریخ مختصر خلخال

فرهنگ هر ملتی ریشه در تاریخ آن ملت دارد . تاریخ شهر ما هم سر شار از اتفاقات و حوادث جالب و شنیدنی است . نقل تاریخ خلخال در این چند صفحه به هیج وجه مقدور نیست لذا تاریخ بسیار مختصری در اینجا آورده ایم و به مرور زمان و به کمک دوستان و استادان عزیز بخش مربوط به تاریخ خلخال را با جزئیات بیشتری خواهیم نگاشت . و اما تیتر هایی از تاریخ مختصر خلخال که برای مطالعه هر کدام بر روی تیتر کلیک بفرمائید .

۱- خلخال قبل از میلاد

۲- از قرن اول تا سال ۹۰۰ هجری قمری

۳- از سال ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ هجری قمری

۴- از ۱۲۰۰ تا ۱۳۴۰ هجری قمری

۵- خلخال در عهد قاجار

۶- دوران مشروطیت

۷- تاسیس مدرسه در خلخال ( ۱۲۸۴ هجری شمسی )

۸- میرزا کوچک خان در خلخال

خلخال قبل از میلاد

بنا به نوشته ی تاریخ نویسان ،از هزاره ی سوم تا قرن سوم و دوم قبل از میلاد از سه طرف جنوبی ،غـربی، و شمالی اقوامی مانند : ( آشوری ها- لولوبیها- کوتیها-اورارتورها-ماننائیها- الپها- اسکتیها- ) وارد ایران شدند. مخصوصاً جنگجویان و غارتگران آشوری خلخال را که جزءِ ماد کوچک بود مورد تاخت و تاز قرار دا ده اند .

بنا به نقل بعضی از منابع، مردم ناحیه ی خلخال  ،ممزوجی از قوم بزرگ ایرانی کاسیان یا کاسی با قوم آریایی ماد ها هستند.

از گفتار مورخان وزبان شناسان چنین پیداست که خلخال از زمانهای بسیار دور

و سالها قبل از میلاد مسیح  وجود داشته وبا این نام هم شنا سایی می شده.

از آثار باستانی قبل از اسلام که در خلخال کشف شده ، مانند کوزه ی سفالی مربوط به دوران قبل از تاریخ که در سال ۱۳۴۳ کشف شده  ویا یک کارد از جنس مفرغ مربوط به هـزاره ی اوّل قبل از میلاد که در سال ۱۳۵۳کشف شده ،حاکی از وجود این شهر در آن زمان وقدمت وباستانی بودن آن است.

نظامی گنجوی شاعر بزرگ ومعروف قرن ششم در شرفنامه ی خود در بخش لشکر کشی اسکندر مقدونی به ری و خراسان بتاریخ ۳۳۴قبل از میلاد  از خلخال نام برده چنین گفته:

زنـــــوزادن آهـــــوان ســـــره                     جهــانده جها ن یک یک آهو بــره

جهاندار با صیدو با رود وجـــام                   همــی کرد منزل به منزل خــرام

چو گل پیچ یک روزه ی ماه نـو                   به خلخال یک هفته بر شد گـــرو

زپرگـار آن حلـقه بر گرد ســـر                 که خوانندش امروز خلخـــــال زر

به گیــلان در آمـد به کردار ابر                 بدانسا ن که در بیشه آید هـژبر

زمین شناسان و باستان شناسان ،غار معروف و دامنه ی شرقی کوه  ازناو(آذنو)- در پنج کیلومتری خلخال – که به «کوکاوان» معروف است وتپّه های قدیمی راه خوجین طولاش و بفراجرد را به دوره ی ساسانیان نسبت می دهند.

در برخی کتب آمده در این منطقه نظامیان و افسران ساسانی با پیمودن مسیر ها وصخره های تند آذنو مورد امتحان قرار گرفته وبه درجه ی سپهبدی می رسید ند و سپس مراسم سوگند مخصوص به جا می آوردند.

از قرن اول تا سال۹۰۰هـ.ق

راجع به اواخر قرن اول و اوایل قرن دوّم سّید جمال ترابی طباطبایی در کتاب « سکّه های اسلامی ایران » به سه نوع سکه‌ی منقش به لا اله الا الله ،وحده لا شریک له ، محمد رسول الله اشاره کرد که متعلق به سالهای ۱۰۵و۱۴۵ هجری قمری می باشند و می نویسد با توجّه به الاعم و حروف اختصاری ،محل ضرب این سکّه ها «آذربیجان» می باشد وآذربیجان محلّی است ما بین تالش و خلخال واحتمالاً همان کوکاوان یا انگان امروزی باشد که بقایای آن هنوز در دامنه ی کوه آذنو (ازناو ) و روستای طولاش باقی مانده است و شاید این شهر تا تاریخ ضرب سکّه ها وبعد از آن نیز باقی مانده است.

در روستای دیز در نزدیکی شال از بخش شاهرود قلعه‌ی بزرگی وجود داشته که مورد استفاده ی اسماعیلیان بوده و بوسیله ی رکن الدین خورشاه آخرین پادشاه اسماعیلیه  و لشکریانش تسخیر و تاراج شد .

در این مورد تاریخ گزیده می نویسد : «خداوند رکن الدن خور شاه بن علا الدین محمّد بن جلال الدین حسن نو ملسمان بن ملحد بن حسن علی ذکره السلام کوره کیا بن محمّد بزرگ امید رودباری پس از پدر پادشاه شد به جهت رفع تهمت و نسبت خون پدر بااو ،حسن مازندرانی را با فرزندان به قصاص پدر بکشت و لشکر به جنگ شالرود و خلخال فرستاد و مستخلص کرد و قتل عام رفت و چون یک سال در پادشاهی بماند هولاکو خان به جنگ او رفت حرب عظیم کردند ودر این زمان دولت اسماعیلیانبه به آخر رسید ».

از سال ۹۰۰تا ۱۲۰۰هجری قمری

از قرن نهم و دهم به بعد مخصوصاً در زمان سلاطین صفوی خلخال ،شاهد وقایع و حوادث تاریخی بوده بطوریکه نویسندگان بررسیهایِ تاریخی و آثار باستانی آذربایجان نوشته اند چون شاه اسماعیل اول صفوی طارم را گرفت متوجه خلخال شد انجا نیز جنگ کرده هفتصد نفر بر سر شاه جمع شدند در خلخال چند روزی هزارو پانصد نفر بهم رسانید . بعد متوجه دارالارشاد اردبیل شد. خبر از علی خان سلطان چاکرلو رسید که شیخ اوغلی اینک از گیلان خروج نموده و طارم و خلخال را مسخر نموده بر سر تو میاید.

پیترودلاواله در سفرنامه خود می نویسد:« در قرن یازده قمری ( ۱۰۲۸ه.ق) شاه عباس در سر راه خود به اردبیل، با قسمتی از نیروهای نظامی خود به خلخال رفته و گفته میشد که قصد دارد چند روزی برای شکار در آنجا بماندو ضمناً چادرها و اثاثیه دست و پا گیر را در همانجا بگذارد و به اردبیل نبرد زیرا اردبیل مانند شهرهای دیگر ایران بدون حفاظ وحصار است و به اشکال میتوان از آن دفاع کرد و در نتیجه باقی گذاشتن اینگونه وسایل در شهر خلخال که نزدیک اردبیل قرار داشت بیشتر مقرون به احتیاط بود ودر اینصورت شاه می توانست سبکبار به اتفاق سرداران به اردبیل برود و در صورت لزوم در آنجا به جنگ با ترکها بپردازد و از عقب جبهه آذوقه ی خود را تأمین کند.

در ده گیوی یعنی همان جایی که خلیفه استراحت کرده بود ما نیز پیاده شدیم و چادرها را بپا کردیم. در این محل ناظر یکی از شدت عملهای شاه بودم که میخواهم آن را شرح دهم تا به طرز رفتار وی با سربازانش بهتر آشنا شوید و دریابید که او چگونه در تربیت افراد سپاه خود می کوشد و آنان را به رعایت نظم و عدالت و انصاف وادار میکند.

جریان از این قرار است که دسته ای از سپاهیان اردو و شاید بدون قصد و توجه در کنار مزرعه ای چادرها برافراشته و اسبان و شتران خود را بدون جلب موافقت صاحبان مزرعه در اطراف چادرها به چرا رها کرده بودند تا در پرداخت پول علوفه صرفه جویی کنند. مردم ده به شاه شکایت کردند و او سخنان ایشان را به دقت گوش کرد و سپس دستور داد چند تن از سران سپاه بدان محل رفتند و با شمشیر تمام چادرها را پاره کردند و تمام اسبان و شتران و چهارپایانی را که در مزرعه مشغول بودند گرفتند و مقصران را به زندان انداختند چیزی که برای من مایه حیرت بسیار شد این بود که وزیر فریدون خان حکمران استرآباد نیز در جمع گناه کاران توقیف شد و با آنکه وزیر یکی از سرداران معروف شاه عباس و حکام بزرگ ایران بود به جرم اینکه میوه ای از درختان باغی چیده و بهای آنرا نپرداخته بود به فرمان شاه تیری از دماغش گذرانیدندو با اسب برهنه ای بدان صورت هولناک چندین بار در میان اردو گردانیدند.

هامرپورگشتال مؤلف کتاب تاریخ امپراطور عثمانی درباره ی حمله ی عثمانیها به آذربایجان در اواخر دوره صفویان از خلخال نام برده چنین می نویسد:«اسماعیل  قلندر سر کرده ی قراولان خاصه ی شاه طهماسب جمعی از بی سروپایان ایرانی را به دور خود جمع کرده بعضی از آبادیها را که به تصرف روسیه درآمده بود غارت کرد. چون سربازهای روسی او را از آن حدود دور کردند طوایف شاهسون و شقاقی را به زیر لوای خود دعوت کرد عازم تاخت و تاز اردبیل و خلخال گردید. پاشای خلخال محمد قلی اول مجبور شد از خلخال فرار کند بعد از آن لشگرهای متفرق را جمع کرده برسر قلندر برفت قتال شدیدی در میان طرفین روی داد چهار ساعت طول کشید اسماعیل قلندر شکست خورده خود را به کوههای ماموم در انداخت.»

ازسال ۱۲۰۰تا ۱۳۴۰هجری قمری

در زمان سلطنت افشاریه و خاندان زند و قاجار نیز خلخال مورد توجّه و تاخت و تاز واقع شده چنانچه مؤلف جهانگشای نادری در بیان محاربه ی پاشایان رومبا اشرف افغان مطلب دیگری نیز در مورد خلخال نوشته است به این صورت که اشرف احمد پاشا در سال سوم جلوس خود بعد از قتل شاه سلطان حسین مجدّداً به همدان رفته وپیشنهاد مصالحه می کند مبنی بر اینکه ولایت خوزستان و لرستان و زنجان و سلطانیه و خلخال و اردبیل به دولت عثمانی و ولایت سمت شرقی عراق و دارالمرز به افاغنه متعلّق باشد وبه موجب این عهد و پیمان جنگ خاتمه یافته و هریک عازم جا و مقام خویش گردیدند .

در جای دیگر نوشته: نادر شاه تصمیم گرفت جهت دفع اشرار چندی در دربند داغستان توقّف کند وتا دفع اشرار به جایی نرود و حکم کرد محصّلانی تعیین شد که از حد تفلیس تا خلخال واردبیل و تبریز از خالصجات دیوانی و غیر غلّه جهت سیورسات غازیان با ارّاده ی‌ توپ ودوّب حمل و نقل اردوی نادری نمایند .مؤلفین کتب گیتی گشا و جانشینان کریم خان زند در اختلال اوضاع گیلان وشورش ذوالفقار خان

افشار نوشته اند :

چون ذوالفقار خان افشار طغیان نمود به قزوین مستولی و گیلان را نیز خالی از صاحب دید بدان سوی شتافت و آنجا را بتصرّف خود در آورد .

وقتی علی مراد خان از کیفیّت احوال ذوالفقار خان با خبر شد وآگاهی یافت از دار السلطنه ی اصفهان حرکت وبعد از رو در رویی دو سپاه ، ذوالفقار خان شکست خورده وبه طرف خمسه رهسپار شد . علی مراد خان در تعقیب دشمن وارد زنجان گردید وسه روز در آنجا توقف نمود وبعد راه خمسه در پیش گرفت و خان افشار در یکی از منازل مخفی گردید . در دو فرسنگی شهر مزبور هدایت الله خان که می خواست به جبران مافات ، خدمتی نشان دهد به همراه برخی از اهالی زنجان بر آن شد تا ذوالفقار خان را در مخفی گاهش دستگیر و تحویل علی مراد خان نماید . خان افشار زمانی متوّجه این امر گردید که خود را محصور معاندین دید و لذا با دو سه تن از یاران خود راه فراری یافته به طرف خلخال رفت . در حوالی خلخال افراد محمّد خان سعداوی حکمران خلخال او را گرفته به نزد علیمراد خان که در این وقت در زنجان میزیست فرستادند و به امر وی به زندگی او خاتمه دادند . وهمین طور نظر علی خان از رؤسای شاهسون اردبیل بود که با ابراهیم خان جوانشیر حکمران قره باغ نسبت قرابت داشت در سال ۱۱۹۳ ه. ق لشکر بر سر رشت و گیلانات کشیده آن نواحی را عرصه ی قتل و غارت خود قرار داد و خلخال وطارم را نیز از این بلیّه بی نصیب نگذاشت سپس به اردبیل باز گشت .

در زمان فتحعلی شاه سفیری به اسم مسیو ژوبر از طرف ناپلئون اوّل امپراطور فرانسه مأ موریّتی در دربار پادشاه قاجار پیدا کرده به ایران می آید در ان زمان عباس میرزا نایب السلطنه و ولیعهد ایران بعلّت جنگهای ایران و روس در ولایت اردبیل بود او درسفرنامه ی خود می نویسد : « عبور من به تهران از تبریز بود ، شنیدم ولیعهد ایران در اردبیل است لذا بدان شهر عزیمت کردم » .او بعد از ملاقات با عباس میرزا بعلت خوشی هایی که در اردبیل بر او گذشته و اقامت او را که قبلاً فقط دو روز بود طولانی تر کرده وچون در رساندن نامه ی ناپلئون به فتحعلی شاه تأخیر زیادی احساس می شد از راه خلخال به تهران رفته است . ژوبر در جای دیگر می نویسد : « راهی که ما را از اردبیل به خلخال می بردند درازتر ولی کمتردشوار بود . خنکی هوایی که تنفس می کنیم ، دور نمای زیبایی که گاه به گاه از دیدار کوههایی که در کرانه ی دریای خزر مشرف اند این راه را مطبوع ترمی نماید.

در هریس و قنجیا ( گنجگاه ) جاهایی که پیش از رسیدن به خلخال باید از آنجا بگذریم از ما پذیرایی شایان کردند. نجیب خان که در این قلمرو فرماندهی میکرد یکی از فرمانبرداران و بستگان عباس میرزا بود. او برای بزرگداشت شاهزاده آنچه را که در خور احترام بود نسبت به ما انجام داد.

شهر خلخال میان صخره ساخته شده ولیکن یک چشمه آب روان بسیار زیبا به آن درّه خنکی می دهد و به سرزمین های پیرامونش خرّمی می بخشد . با کمی فاصله از آنجا بقایای یک راه که بی گفتگو خیلی کهن است و آن را خوب نگهداری کرده اند به چشم می خورد که شاید از اکباتان به کشور مادها می رفته است .

بنابر نوشته الماثروالاثار ( چهل سال تاریخ ایران ) در دوره ی ناصرالدین شاه قاجار از ۵۹ نفر سرهنگان دارالسلطنه یکی فتح الله خان سرهنگ خلخالی بود .و خلخال یکی ازولایاتی بود که در این دوره اداره پست تأسیس شده و مرکب از یک نفر رئیس به نام « آقا علی» و یک نفر فراش بود. و حکام ولایات نیز عبارت بودند از:

مظفرالدین میرزا       نواب و صاحب اختیار آذربایجان

امیر نظام               کار گزار آذربایجان  نواب

داراب میرزا        حاکم خلخال

کیل الملک              حاکم اردبیل و مشکین شهر

میر لطفعلی خان      حاکم طالش

بر طبق نوشته وقایع الغرور ( سفر نامه آذربایجان) در زمان ناصرالدین شاه از اعیان و تجّار تبریز سه نفر خلخالی به نامهای آقا اسد خلخالی، مشهدی ابوطالب و آقا ابراهیم خلخالی معروف و مشهور بودند.

خلخال در عهد قاجار

مخصوصاً در زمان مظفرالدین شاه و قبل از او دارای پادگان نظامی بود. در تاریخ ۱۲۹۷ ه.ق مظفرالدین میرزا ولیعهد نامه ای از تبریز به ناصرالدین شاه که در تهران بود نوشته و در این نامه به سرباز خانه خلخال اشاره میکند که قسمتهایی از آن چنین است:

« قربان آنچه به عقل من میرسد خوب است که انشاءالله تعالی ۲۰ روز بعد از عید مقرر شود در چمن درشک اردویی تشکیل شود چهار پنج فوج و چند ارّاده توپ و قدری سواره با یک نفر رئیس معتبر مثل اعتماد السلطنه و محمد صادق خان امیر نظام و چند نفر صاحب منصب دیگر تا مراجعت موکب همایونی سه چهار ماه در آنجا مشغول مشق باشند که اسباب آسودگی آن سر حدّات و نقاط خواهد بود ….

البته این از لوازم است و این چاره نخواهد بود و آن سر حدّات ‌را نمی توان خالی گذاشت هر گاه خدای نخواسته یک دعوایی جزئی در ایلات بشود تا من بخواهم از خلخال ۲۰۰ نفر سرباز به اینجا بفرستم آنچه باید بشود خواهد شد». دردوره ی مشروطه که در اکثر شهرهای ایران انقلاب و تحرکاتی انجام می گرفت در خلخال نیز اقداماتی صورت پذیرفته و حتی عده ای از مشاهیر این ولایت در تهران و تبریز نقش مؤثری در این قیام داشتند از جمله در کتاب ایران در دوره قاجارآمده که : در زمان محمد علی شاه و در جریان مشروطه در مقابل تحریکات و مفسده جویی طرفداران رژیم، آزادی خواهـــان بر آن شدند که یک مرکز سرّی از افراد ورزیده و برجسته و مورد اعتـماد بوجود آورند بدین ترتیب کمیته ی انقلاب ملی بوجود آمد، اعضای آن ۹ نفر بودند که یکی از این اعضا سیّد عبدالرحیم خلخالی بود. تصمیمات این مرکز در تمام مراکز علمی و انجمنهای سیاسی تهران و ولایات و در مجلس شورای ملی و خارج ایران مؤثر بود.

در کتاب تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران نوشته : در دوران سلطنت مظفرالدین شاه تعدادی انجمن مخفی تشکیل شد که هدف آنها کاستن قدرت سلطنت بود.  در ذیحجه ی ۱۳۲۲ ه.ق انجمن مخفی بنا به پیشنهاد آیت الله سیّد محمد طباطبایی با چهار چوب مذهبی تشکیل شد . این انجمن نظامنامه ای داشته و اعضای آن را فدایی می گفتند اعضای انجمن سوگند یاد کرده بودند که در راه بدست آوردن عدالتخانه تلاش کنند. بحثهای انجمن مخفی پیرامون نوع حکومت جمهوری یا مشروطه هم می باشد ولی نقطه ی اصلی بحثها برقراری عدالت بوده است.

از اعضای این انجمن یکی سید برهان خلخالی و دیگران ، ناظم الاسلام کرمانی، مجد الاسلام کرمانی، شیخ محمد شیرازی ذو الریا ستین، شیخ حسین علی ادیب بهبهانی،میرزاآقا اصفهانی بودند.

دوران مشروطیت

خلخال یکی از شهرستانهایی است که متأسفانه تا کنون از قلم مؤلفان تاریخ مشروطیت ایران افتاده است . در حالی که در دوران مشروطیت عدّه ای از خلخالی ها در تهران و تبریز و رشت از افراد مؤثر در انقلاب مشروطیت محسوب می شدند . از جمله می توان افراد ذیل را نام برد.

سیّد عبد الرحیم خلخالی مدیر دوّم روزنامه مساوات ، سیّد برهان قدس ، میرزا مرتضی سلطان الواعظین خلخالی (مهجور ) ، سیّدابوالفتوح علوی خلخالی ، سیّد خلیل خلخالی ملقّب به رکن الاسلام ، سیّد جلال خلخالی دبیر روز نامه ی مساوات ، سیّد ابوالقاسم طلبه خلخالی و… .

در دوران مشروطیت در خلخال نیز مانند سایر شهر های بزرگ انجمن و جلسات سرّی و علنی تشکیل می شد . آزادی خواهان و کسانی که به مشروطه علاقه داشتند در این جلسات و انجمنها شرکت می کردند و به طور مرتب بادیگر شهرها از جمله تهران و تبریز ورشت و اردبیل ارتباط داشتند . در این زمان عده ای از خوانین واکراد با استفاده از ضعف دولت و حکومت شورش کرده وبه قتل و غارت مشغول بودند واز طرف دیگر مأموران حکومتی آزادیخواهان را دستگیر و زندانی می کردند.

کتاب تاریخ مشروطیت در این مورد می نویسد:

« در خلخال و طارم رشید الملک ( حاکم اردبیل ) ونصره لشکر بنا به دستور محرمانه ی مرکز به حبس و کشتن هر کس که نام مشروطه را می بردند قیام کرده بودند و با خوانین و متنفّذین زنجان همدست شده دامنه ی فساد را تا حدود مرکز توسعه داده بودند ».

« در تاریخ ۱۳۲۵ چهار دهم محرم الحرام نظر به مقدمه ی انقلاب مشروطیت که از تهران از طرف علما و ملیّون شروع ودر تبریز و بعضی از ولایات آذربایجان و رشت انجمن ملّی تأسیس و در کلیّه ی آنها علمای محل پیشوا و پیشقدم بودند . در خلخال نیز آقا سیّد وهاب که از متنفّذ ترین علمای وقت بود جماعت را در تالار  (حسینیه ) آقا سیّد جواد مرحوم جمع و راجع به تأسیس انجمن مذاکراتی عنوان کردند .

پس از مذاکرات بسیار نسبت به انتخاب اعضای انجمن ملّی از هر طرف صدا ها بلند و یکی یکی وجیه المله ها را بشمردند و چند نفری را هم از طبقه‌ی علما و تجّار درجه ی اوّل خود آقا به سیاست یا به قول معروف لحکمت پیشنهاد و به عضویّت انتخاب شدند.

صورت اسامی منتخبین از این قرار است :

۱-            آقا سیّد علی

۲-            آقا سیّد شهاب

۳-            آقاسیّد باقر

۴-            ناصر دفتر

۵-            حاج قربانعلی تاجر

۶-            حاج تیمور تاجر

۷-            حاج سلیم تاجر

۸-            کربلایی محمد صادق تبریزی »

با وجود نا آرامی های بسیار در آنزمان درخلخال ، انجمن خلخال در رابطه با مشروطیت فعال بود و کارهایی در این زمینه انجام می دادند .خلاصه اوضاع اینگونه می گذشت و در اکثر دهات خلخال به تقلید مرکز شهرستان ، انجمن تأسیس و برای خود رتق و فتقی داشتند .

در مدتی که خلخال بدون حکومت رسمی و تحت قیادت انجمن و ملیّون بسرمی برد شاهزاده ظفرالسلطنه از طهران به حکومت گیلان آمد ونظر به اینکه در خلخال علاقه و ملکی داشت وعلاوه فوج سربازدر تحت اداره ی او بود حکومت خلخال را نیز ضمیمه و نصیر لشکرامیر تومان را که ا ز جانب او رئیس فوج و سایر علاقجات بود بحکومت خلخال منصوب نمود و کــلـّـاً به علت اینکه مشارالیه با اشخاصی که منتسب به استبداد یا مخالفت انجمن هستند مذبوط و خود نیز سالها در آنجا ریاست و بعضاً هم حکومت کرده بود و هنوز یاد و هوای گذشته در او باقی بود ، مردم از تصدیق حکومت او امتناع واو نیز کاری از پیش نبرده و در حالت سکوت می بود و رفته رفته جماعت فدائیان که از هر قبیل اشخاص مرکب بود استقلالی یافته ودر جزء و کلّ امور مداخله وتقریباً رشته را از دست وکلا گرفتند .

در این میان تنها ناصر دفتر بود که تا اندازه ای از اهلّیت مقصد مطلع وسنگینی بار را حس کرده ودر داخل انجمن به موافقت رئیس تجار ودر میان فدائیان به موافقت مشهدی سراج اله ومشهدی ابراهیم بار گران این تکالیف را بدوش گرفته می کشیدند و هر گونه عیبی از رفقای انجمن تولید یا مفسده ای از جماعت فداعیان سر می زد یا خود دسیسه واسیر یکی از طرف مخالفین فراهم می شد به کمک سه نفری که نام برده شده به طور عاقلانه رفع و اصلاح می نمودند .

تأسیس مدرسه در خلخال ( ۱۲۸۴ هـ.ش)

مرحوم ناصر دفترروائی در کتاب خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی  می نویسد :

« حاج زین العابدین تقی اوف یک نفر معلم از اسلامبول به باکو جلب و جمعی ازمعلمان قدیمی را تحت تعلیم و تربیت او گرد آورده و دارالتعلیمی ا فتتاح  کرد و اصول جدید تعلیم و تدریس را به آنها یاد داده بود که از جمله ی آنها حاج میرزا محمد تقی بود که مدتی نیز در بادکوبه  تدریس داشته و این اوقات برای دیدار خانواده ی خود به خلخال آمده بود .

نگارنده با استفاده از وجود حاج میرزا محمد تقی مرحوم بدین اراده افتادم که مدرسه ای در قصبه ی خلخال افتتاح و خدمات وطنی خود را از این راه تعقیب نمایم . وچون خودم چنین قدرت مالی نداشتم که همه ی‌ مصارف مقدماتی و بودجه ی آتیه ی این مدرسه را از عهده بر آیم اراده ی خود را با بعضی از خواص قصبه ی خلخال که احساساتی در این کار ها داشتند به میان گذاردم و استمداد کردم که از مساعدت مادی و معنوی دریغ ننمایند . ولی از هیچ یک مساعدت مادی و مالی به عمل نیامد و بلکه بعضی ها نظر به عدم استعداد محل و فقدان وسایل و دوری افکار عمومی از آن و بد تر از همه بد بینی دولتیان مستبد نسبت بدین گونه مؤسسات که بوی دیگری از آن بر میآمد بدین اقدام ملامتم کردند و ظاهراً هم گفتارشان همه منطقی و بجا بود . ولی من نظر به عشق مفرطی که بدان داشتم خود را بدین کار مصمم دیدم و اقل فایده را آشنا کردن افکار عمومی با چنین تأسیسات می دانستم.

این بود اراده خود را بر حسب دستور حاج میرزا تقی و با خرج شخصی خودم در بهترین عمارت (خانه ی حاج سلیم مرحوم ) با ماهی ده تومان وجه اجاره برای مدرسه تعین و در اول میزان (مهر ماه) ۱۳۲۶ ه.ق مدرسه را به نام ناصری با مدریت و معلمی مرحوم حاج میرزا محمد تقی و یک معلم دیگر (میرزا رفیع ) و نظامت آقا سید کریم و یک مستخدم با شصت نفر شاگرد در دو کلاس افتتاح و جشن افتتاحیه را در عمارت مدرسه بر پا کردم .

بعضی از شاگردان که کم و بیش سواد داشتند درکلاسهای مخصوص تدریس می شدند .

برای هر دانش آموز سه الی پنج قران شهریه ماهانه بود .

در تمامی آذربایجان جز شهر تبریز که از سالها پیش یکی دو مدرسه ی جدید داشت و گاهی هم به حکم علما تخریب و منهدم می شدند و یک فقره مدرسه ی دیگر هم در آستارا ، این مدرسه اولین مدرسه ی ملی بود که در ولایت آذربایجان تأسیس گردیده وعکس سال اول و دوم آن نزد نگارنده موجود است و از ملاحظه بدان معلوم می گردد که این مدرسه در جای خود از حیث ترتیبات و اتحاد شکل لباس شاگردان و انتظامات داخلی از مدارس شهرهای بزرگ پایی کم نداشته است . رفته رفته انظار عمومی به طرف مدرسه جلب و زبان طاعنان را کوتاه کرد و این حال در اثر مهارت تام وتمامی بود که حاج میرزا تقی مرحوم در تدریس مقدماتی و جلب توجه اطفال داشت . ولی پس از مدتی در اثر اشتداد غارتگری و آشوب و گرفتاریهای اهالی ولایت که روز به روز در تزاید بود کار مدرسه به مضیقه منتهی شد و مدیر و سایر کارکنان مدرسه بدون اینکه چیز قابلی برای آنها عاید شود چهارده ماه تمام وجداناً ادای وظیفه می‌کردند و مدرسه را از سقوط نگهداری می کردند .

میرزا کوچک خان در خلخال

یکی از وقایع تاریخی در اواخر دوره ی قاجاریه  قیام میرزا کوچک خان جنگلی است .او در گیلان علیه دولت قیام کرده قسمتهایی از گیلان و خلخال را تحت نفوذ خود در آورد . مردم و آزادیخواهان خلخال در این رابطه نقش فعالی داشتند. در سال ۱۳۳۵هـ ق کوچک خان به همراه همراهان خود از جمله خالو قربان ، حاج احمد کسائی،  و کربلا حسین و بعضی از سران به خلخال آمده مورد استقبال بی سابقه ی مردم خلخال قرار گرفتند .

میرزا در مدت اقامت دو هفته ای خود در خلخال هیئت اتحاد اسلام را تشکیل و سخنرانی و مجالس متعددی منعقد می نماید  ودر آنزمان که خلخال در قحطی بسرمی برد کمک های زیادی به اهالی شهر وحومه ،همچنین به تجدید مدرسه ی ناصری – که قبلاً توسط ناصر دفتر روائی تأسیس شده بود – کرده بود. عده ای از افراد هنوز خاطرات آن دوره را فراموش نکرده اند از جمله:

حاج کریم رحیمی که حدود نود سال دارد در این رابطه می گوید مغازه ی ما در راسته بالا و در مرکز شهر قرار داشت من تقریبأ جوان بودم میرزا کوچک خان به خلخال آمد و در میدان بزرگ روبروی مسجد جامع که عده ی زیادی جمع بودند سخنرانی کرد سپس از طریق راسته ی پایین در حالیکه به دنبالش اهالی حرکت می کردند و در پیشاپیش نیز عده ای سوره ی الرحمن و آیات دیگر قران را تلاوت می نمودند وارد راسته ی بالا شده و از میدان پائین به منزل یکی از بزرگان شهر رفت .

ناصر دفتر روائی در کتاب خود با نام خاطرات و اسناد ناصر دفتر روائی مینویسد :

« میرزا کوچک خان در سال ۱۳۳۵قمری به اتفاق همراهان خود به خلخال آمد .و در خانه ی امیر عشایر که خانه ی حکومتی خود را برای نشیمن او ترتیب داده بود ماند . بازار در خلخال سه شبانه روز به خاطر او بسته بود و جشن عمومی گرفته شد .

باز نگارنده را یادی از هندوستان آمد ومیرزا کوچک خان را از تشکیلات مدرسه در خلخال با خبر کردم و کمکهایی در این راستا کرد وخوانین و تجار را جمع کرد و ۶۰۰تومان اعانه ازآنهاجمع کرد و حاج میرزا تقی معلم را از باد کوبه خبر کردیم ومدرسه دوباره در ماه صفر ۱۳۳۶ افتتاح گردید . در حدود دو ماهی که میرزا در خلخال بود محکمه ی عدلیه در خلخال تشکیل شد .»

ابراهیم شمس از اهالی گیلوان که بیش از ۹۰ سال دارد می گوید :

میرزا اولین بار که به خلخال آمد از راه غیر گیلوان آمد .در اواخر آذر ۱۳۰۰ شمسی او با کائوک به طرف گیلوان آمد تا به خلخال برود که در همین سفر در اثر کولاک وسرمادر گردنه‌ ی گیلوان (۶کیلومتری خلخال ) فوت کرد .به ما خبر رسید که یک نفر در گردنه ی گیلوان مرده من و عده ای به آنجا رفتیم وجنازه را دیدیم . سر و دست او داخل برف بود و یک شانه و مهر و قرآن همراه داشت . سپس مأموران رضا خان آمده و سر او را بریده و بردند .بلافاصله کمی بعد عشایر که به استقبال وی آمده بودند از جریان باخبر شده به دنبالشان رفتند ولی نتوانستند آنها را بیابند . ما بدن میرزا را غسل داده و در قبرستان قدیمی گیلوان دفن کردیم . ۱۷یا۱۸سال بعد شخصی بنام ید اله آمد و جنازه ی او را به سلیمان داراب برد .

هویت تمدن خلخال

شهرستان خلخال یکی از شهرستانهای جنوبی استان اردبیل محسوب میشود که به لحاظ موقعیت و سوق الجیشی ویژه این شهرستان با سایر شهرها و مناطق متفاوت وحایز اهمیت می باشد بطوریکه خلخال از شمال با شهرستان اردبیل و کوثر – از جنوب با زنجان و گیلان و از غرب با استان آذربایجان شرقی (میانه) و زنجان و از شرق با استان گیلان(شهرستانهای رضوانشهر-طالش)هم مرز است .

قبل از تقسیمات کشوری جدید در اوایل دهه ۱۳۵۰ شهرستان خلخال با مساحت هشت هزار کیلومتر مربع و دویست هزار نفر جمعیت ، یکی از بزرگترین شهرستانها بشمار میرفت که در اوایل انقلاب به جهت پاره ای از مسایل سیاسی و اتفاقات جنگل ،کوههای طالش رسما از قلمرو خلخال (آذربایجان شرقی ) خارج و جزو تقسیمات سیاسی گیلان (طالش) گردید و در سال۱۳۵۹ به جهت دور دست بودن بخش کاغذ کنان (آقکند) از شهرستان خلخال منتزع به شهرستان میانه ملحق شد

از لحاظ موقعیت سیاسی جغرافیایی خلخال روز به روز از نظر مساحت محدود شده است در اواخر دوره قاجار بخشی از آبادی های طارم از حوزه سیاسی خلخال جدا شده و دوره صفویه تا اواخر دوره قاجار حاکمیت بخشی زیادی از طارم در (زنجان) طارمات – طالش – میانه – توسط حاکم خلخال اداره میشد

این نوع حاکمیت سیاسی سبب شده بود که خلخال به یک محدوده بزرگ جغرافیایی (که مابین چهار استان قرارگرفته) اطلاق میشود و در طول ادوار شاهد بکارگیری نسب خلخالی در معرف آثار دانشمندان و شعراء بنام کشورمان می باشد بطوریکه شاعر و دانشمند بزرگ محمد باقر در معرفی خویش چنین سروده است

فنون معرفتدن خالیم gif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - معرفی کامل شهرستان خلخالمن محمد باقر خلخالی ام من

هر چند که در سالهای اخیر شاهد بی مهری برخی از اهل قلم در خصوص واژه خلخال بودیم اما در مقابل، هنوز هم عشق خلخالی وعلاقه وطن مادری سبب شده

که برخی در معرفی موطن خویش از واژه خلخالی استفاده می کنند از جمله فیروز آباد خلخال – قره بلاغ خلخال اما امروزه هویت شهری خلخال به نسبت قدمت خلخال از رشد خوبی بر خوردار نمی باشد.

یکی از پارامترهای اساسی در شناسایی و هویت بخشی هر شهر و آبادی ، قدمت و تاریخ همان محل می باشد و در طول تاریخ چنانچه هویت هر شهری مورد تعرض و اختلاف قرار گرفته در رشد اثر بخشی هویت شهری تاثیر به سزایی داشته است

واژه خلخال امروزه به مرکز شهرستان خلخال اطلاق می شود که مراد و منظور از خلخال فعلا مرکز شهرستان خلخال و شهر را شامل  میشود اما خلخال گذشته از شهر کنونی به منطقه وسیعی از آذربایجان اطلاق می شود که این اهمیت و بررسی تاریخ خلخال  می تواند به هویت بخشی شهر کمک کند با یک بررسی کوتاه در مورد تاریخ خلخال می تواند نتیجیه گرفت که خلخال به نسبت تاریخ و قدمت رشد نکرده است.

خلخال در عصر۱۵ میلادی یکی از شهرهای مهم آذربایجان بشمار میرفت.

و قبل از آن نیز در دوره هجوم اولیه اعراب به ولایات سواحل دریای خزر و آذربایجان در ۶۳۹ میلادی صورت گرفت و پس از تصرف مناطق :مغان – شیروان –

نخجوان – شکی – بیلقان – قارا باغ و… در نهایت اعراب شیوه های اقتصادی اهالی جنوب و شمال آذربایجان را بعد از شکست دادن آنها تحت کنترل و حاکمیت خود در آورده و به آنها اجازه رشد و توسعه نمی دادند…

نهایتاً لشکر عرب – اسلامی در سال ۶۳۷ میلادی تیسفون (مداین) پایتخت ساسانی ها را تصرف کرد و حملات خود را با سرعت بیشتری به سرزمین های آذربایجان معاصر،محل سکونت ترکان آغاز کرد،در سال ۶۳۹ میلادی اردبیل،در سال ۶۴۲ شهر های نهاوند و همدان به اشغال در آمد،سرگروه سپاه مرزبانی آذربایجان در نزدیکی اردبیل توسط لشکر عربی-اسلامی شکست خورد و بر طبق عهدنامه طرفین قسمت های جنوبی آذربایجان مجبور گردید تا حاکمیت سیاسی خلافت را پذیرا گردد.

خانات ترکان – خزر در سال ۶۴۴ با استحکام بخشیدن به دربند در شمال – دولت مقتدری را به وجود آورده بود.

لشکر اعراب به مصاف ترکان خزر رفت و در نهایت عقب نشست قشون عرب در سال ۶۶۲ در نزدیکی بلنسجر پایتخت خزرها مکرراً جنگ کردند،قشون خلافت- عرب برای باردوم طعم شکست را چشید،خزرها با سیاست جلوگیری از نفوذ اعراب به شمال در مدت زمان اندکی توانستند قسمتی از خاک اران را تحت نظارت خود درآورند.

در زمان فتح اردبیل قسمت هایی از منطقه خلخال نیز به تصرف اعراب در آمدند از جمله آبادیها و مناطق شهری آن زمان می توان به شهر و قلعه فیروز آباد – بنه خلخال – قلعه باشی و شهر هیرو می توان اشاره کرد مناطق جنوبی آذربایجان در مناطق خلخال به علت دور دست و کوهستانی بودن از حمله اعراب به دور ماند از جمله قلعه شال (دیز) مناطق شاهرود – و قسمت هایی از خورش رستم .

علی هذا یکی از شهرهای مهم منطقه خلخال در دوره اعراب خونج (آق کند) کاغذ کنان امروزی است که از نظر تقسیمات سیاسی آن دوره جزو جانات خلخال بشمار می رود.

خلخال از حیث سیاسی صدر اسلام و لشکر کشی اعراب جزو جانات ترک (آذربایجان) محسوب می شد.

کتابت تاریخ خلخال بعد از اسلام تا قرون پنجم بیشتر باعنوان اردبیل مطرح شده است البته یکی از علت سیاسی عدم کتابت خلخال در تاریخ موقعیت سوق الجیشی بودن این منطقه بوده است.

در واقع منطقه خلخال به جهت کوه های بلند و جنگل های فراوان و همجواری با منطقه گیلان به عنوان محل امن این منطقه بوده است و بیشترین قلعه ها در خلخال ساخته شده و یکی از معبرهای اصلی فتح گیلان توسط اعراب منطقه خلخال بوده که به عنوان سد و مانع بزرگ سر راه قشون و نیروهای اعراب نقش خویش را به خوبی عمل کرده است بطوری که پس از چهار سال از فتح اردبیل و قسمت های شمالی خلخال لشکر اعراب توانسته به شمال (گیلان) نفوذ کند.

طبق نوشته ها  منطقه خلخال دارای ۷۰ قلعه بوده که این قلعه ها باهم در ارتباط بوده اند.

وجه تسمه خلخال نیز بدون ارتباط با واژه قلعه نبوده است.

مرکزیت قلعه های خلخال همان قلعه باشی (شهر هیرو) می باشد.

قرن پنجم پس از تنزل حکمرانی سلجوقیان،آذربایجان به وسیله اتابکان ائلد نیزها اداره می شد و اینان استقلال خود را اعلام کرده بودند.

و پس از اسلام بیشترین زمانی که خلخال در ادوار تاریخ مطرح شده. حکومت اتابکان آذربایجان – (دولت ائلد نیزها) – و حکمرانی شمس الدین ائلد نیز می باشد.

۲) در زمان محمد جهان پهلوان (۱۱۸۶-۱۱۷۵) میلادی پسر شمس الدین این دولت بازهم قدرتمند تر گردید. او زمانی که به حاکمیت رسید به خاطر تهدید طغرل سلجوقی مجبور گشت تا پایتخت خود را از نخجوان به همدان انتقال دهد.

جهان پهلوان در سال ۱۱۷۵تبریز را از دست ((آغ سونقوریان))گرفته و در داخل قلمرو ائلد نیزیان کرد.او اداره آذربایجان را به دست برادرش قیزیل ارسلان سپرد و پسرش را به عنوان اتابک تعیین نمود. قیزیل ارسلان در تبریز وجهان پهلوان در پایتختش همدان اقامت گزیدند.

قیزیل ارسلان در سالهای (۱۱۹۱-۱۱۸۶)بعد از گذشت برادرش محمد جهان پهلوان مدت طولانی برای تصاحب تخت و تاج مبارزه کرد.

در سال ۱۱۹۰ .م وی توانست سلطان طغرل سوم و پسرش ملک را که بر ضد او قیام کرده بودند به اسیری بگیردو با رضایت خلیفه عباسی،الناصر خود را سلطان اعلام نمودو از این پس اتابکان آذربایجان برای خود عنوان سلطانی را برگزیدند.

در اکثریت ادوار تاریخی منطقه خلخال (جنوب آذربایجان)آخرین نقطه ای بوده که به تصرف قوای مهاجم درامده است لذا در دوره اتابکان آذربایجان نیز حاکمیت خلخال زیر نظر حکام سلجوقی بوده است و از مهمترین آثار دوره سلجوقی در خلخال احداث قلاع ،که مهمترین ان قلعه کافا – اندبیل-قلعه کافور خانقاه سادات – قلعه کافای خوجین و… که به جهت تکریم دین مبین اسلام در دولت سلجوقی و نشان دادن این ارادت به اهل بیت کریمه،بسیاری از معابد-مساجدو و بقاع تاریخی در خلخال از هنر معماری سلجوقیان می باشد که از جمله آن ساختمان قدیمی امامزادگان سید ابراهیم –سید هاشم-سید قاسم خوجین می باشد.

که متاسفانه ساختمان امامزاده سید ابراهیم در دهه چهل براثر احداث جاده خلخال – اسالم  تخرب و زمین اش به حریم و جاده الحاق گردید و ساختمان امامزاده سید قاسم نیز در سالهای قبل (۱۰سال اخیر)توسط اهالی-هیات امنا نوسازگردید و تنها آثار باقی مانده،امامزاده هاشم می باشد که بعلت عدم نگهداری این آثار تخریب گردید و تنها هنرمعماری طاق و چند قوس اجری نما هنوز هم پا برجاست.

درسالهای اخیر آثار وهنرمعماری دوره سلجوقیان در شهر خلخال  بچشم میخورد که بواسطه رشد بی رویه ساخت وساز وعدم توجه به اینگونه آثار وبعضا عدم آگاهی  اهالی و یا وراث به این ارزش تاریخی اینگونه آثار که نشان دهنده سند و هویت شهری محسوب میشود از بین رفت که نمونه بارز آن سردرب منازل قدیمی در محلات قدیمی خلخال از جمله محله قالا باشی را میتوان نام برد

این آثار از هویت تاریخ و به جهت نزدیکی با شهر خلخال می توانست به هویت تاریخی اسلامی کمک کند.

وجود آبادی بزرگ خوجین و نزدیکی آن به شهر خلخال و ساختمان این امامزادگان و چندین مساجد و حسینیه های قدیمی بازار و حمام تاریخی درخوجین و بالاتر از این مسایل منطقه نمونه گردشگری ازناو (چشمه) کوهستان ازناو قلعه کیوان می تواند در جهت توسعه شهری خلخال نقش خوبی را ایفا کند که در صورت عدم هدایت موزون ساخت و ساز فی ما بین خوجین و شهر خلخال در اینده نه چندان دور شاهد گسترش شهری بی هویت و خارج از معماری اصولی باشیم.

بازنگری طرح جامع شهری مطالعه حریم شهرخلخال،شناخت استعداد های طبیعی بالقوه- تاریخی و معماری حلقه حریم شهری خلخال و برنامه ریزی برای حلقه گمشده هویت معماری اسلامی شهری فنی از نیاز های اساسی خلخال محسوب میشود.

در دوره قیزیل ارسلان تنها منطقه ای در حکمرانی اتابکان بدور مانده بود خلخال وطبع آن ((قلعه خلخال)) بود که قیزیل ارسلان قصد حمله به خلخال و تصرف این منطقه بویژه قلاع بوده که در این عصر شاعر بلند اوازه قرن پنجم و ششم اثیرالدین اخسیکتی ماورالنهری در خلخال ساکن بود (به جهت علاقه به خلخال درمنطقه سکنی گزیده و در خلخال نیز از دنیا رفته است)

قصیده ای بسیارشیوا در مدح قیزیل ارسلان سروده و بر دربار این اتابک فرستاده است.

چنان پاکت دردانه ای را چه حاجتgif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - معرفی کامل شهرستان خلخالبخلخالی از زیور افرینش

چنان دان که بیرون شده ان بوم بی برgif;base64,R0lGODlhAQABAAAAACH5BAEKAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== - معرفی کامل شهرستان خلخالز اقطار یوم و سرآفرینش

قیزیل ارسلان به جهت علاقه به شعر شعرا از این قصیده بسیار مورد قبولش واقع شده و از حمله به خلخال منصرف شده است قیزیل ارسلان در سنه ۵۸۷ ه.ق کشته شد

در این عصر خلخال مرکز هفتاد قلعه بود که از قلاع مهم ان در منطقه و هویت شهری خلخال قلعه باشی (قلاع باشی)شهر خلخال که مرکز خلخال و هفتاد قلعه این ولایت بشمار میرفت در حاشیه این قلعه باشی می توان به قلعه اندبیل (معروف به قلعه کافا)قلعه خانقاه سادات (معروف به قلعه کافور) قلعه خوجین (معروف به قلعه کافا) قلعه ازناو (معروف به قلعه کیوان )اشاره نمود.غیر از این چندین قلعه مهمی نیز نظیر  قلعه فیروز آباد –  بنه خلخال – قلعه دیز (شال) قلعه برندق – …اشاره نمود

در زمان اتابکان شهرهایی چون:گنجه،تبریز،نخجوان،مراغه،اردبیل،دربند،باکو،شماخی و بیلقان در آذربایجان به عنوان مراکر تجاری و صنعتی مشهوری مطرح بودند .

در این زمان خلخال نیز در زمره اردبیل مطرح شده است، وجزو خانات اردبیل تلقی می شود البته تقسیمات کشوری پس از اسلام در ایران در حکومت بسیاری از حاکمان و شاهان به صورت بیگلر بیگی اداره می شد .

که خلخال نیز در ترکیب بیگلر بیگی قرار  نگرفته و از سوی شاهان افرادی تعیین شده و این منطقه را اداره می کردند .

البته حوزه نفوذ بیلگر بیگی شامل چند شهر و مناطق می باشد بر همین اساس به علت اهمیت خلخال و شهر هیرو در دوره اتابکان آذربایجان خود دارای حاکم مستقل بود که زمان دولت ائلد نیز،دوره شکوفایی آذربایجان بود در آن دوره شهرها آباد تر گردید .

تجارت- صنعت دامداری و کشاورزی در حد عالی پیشرفت کرده و توسعه یافته بود .

و از آثار قدیمی و دوره سلجوقیان و (اتابکان آذربایجان) به ساختمان و هنر معماری بقاع متبرکه(امامزادگان شهرهیرو خلخال) می توان اشاره نمود .

و بازار قدیمی شهر خلخال که فعلاً آثاری از دوره قبل باقی نمانده است هنر معماری قرون پنجم به ویژه قرن نهم ( صفویه) در اجرای نمای (قوس) ورودی هر یک دکان (تجاری) به چشم می خورد که در سال های اخیر از بین رفته است .

از بازار های قدیمی شهر خلخال که طبق گواه تاریخ شهرهای آذربایجان در دولت اتابکان به رشد و شکوفایی بالایی رسیده است می تواند خلخال نیز در زمره این توسعه نادیده نگرفت زیرا بازار (راسته پایین – راسته بالا- مسجد جمعه مسجد جامع- بازار قدیمی راسته بالا (سرپوشیده قدیم) راسته پل قدیم (کورپی قولاغی) و بازار راسته قاضیلر) و بازار قلعه باشی و برخی از آثار و هنر و معماری دوره سلجوقی در بافت شهری هروآباد باقی مانده بود که آن هم در سال های اخیر در جهت ساخت و ساز جدید و عدم اطلاع مالکین از بین رفته است که مهم ترین آثار آن دیوار قلعه (قالا باشی ) می باشد .

که این آثار نیز تا دهه های شصت باقی بود که به جهت واقع شدن در محدودهای مسکونی ومعابر و عدم اطلاع مالکین از اهمیت این بنا به مرور تخریب شده است .

حریم و بازسازی این دیوار به عنوان محدوده شهری قدیم خلخال هیرو (هرو آباد) است که با مطالعه – کاوش و اقدامات باستان شناسی در جهت احیاء ساختمان قلعه خلخال ترمیم برخی از ترسیمات قلعه – دیوار – حصار آن،در قالب یک طرح توریستی تفریحی شهر خلخال می تواند در شناخت شهری موثر باشد .

احیاء بازارهای قدیمی خلخال مثلاً سرپوشیده کردن بازار فعلی ابوذرغفاری- راسته بازار بالا و پایین – بازار قاضیلر،سنگ فرش نمودن میادین مساجد مرکز شهر- احیاء و بازسازی حمام بازار و بالا تر از آن احیاء برخی از حرفه های قدیمی،صنایع دستی و اجرای طرح بافت با ارزش شهری در حومه قلعه باشی خود یک ماسوله ای در مرکز شهر خلخال احیاء خواهد شد .

وجود امامزادگان قاظیلر،امامزاده پیرسلمان دراین محدودۀ کمک بسزایی در هویت شهری معماری اسلامی ایفا خواهد کرد رشد تاریخی خلخال به ویژه منطقه شهری ولایات خلخال در اوایل قرن ؟ هجری شامل مناطقی چون فیروزآباد- شال- وخود شهرهیربوده است به طوری که در ادوار مختلف یکی از این مناطق به عنوان حاکم نشین منطقه خلخال بوده است و عنوان  خلخال بر یک منطقه ای وسیع اطلاق گردید .

باعنایت به اینکه اخیرا براثر حفاریهای  طرح فاضلاب محله (روشن محله) و معابر جوار امامزاده پیرسلمان (معروف به زنجیرلی امامزاده) کلیه آثاری که گواه ادعای هویت خلخال میباشد مشاهده شد . سفالهای دوره اولیه اسلام  وبویژه قرون سوم و چهارم و اوایل عصر صفوی نشان داد که این محل  از شهریت و مرکزیت ویژه ای برخوردار است بطوری که آثار قبرستان قدیمی نیز در ضلع شرقی این مکان مذهبی حدود جغرافیایی شهر کهن هیرو (به مرکزیت قالا باشی) را تعیین میکند و همه موارد مربوطه بر صحت و صدق خلخال افزوده است و جا دارد متخصصین امر نتیجه بررسی و کاوش را اعلام نمایند و در این راستا از زحمات و توجهات جناب آقای احمدی فرماندار محترم خلخال و مسول محترم اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری جناب آقای رستمی و سایر عزیزانی که دراین راستا تلاش نمودند تقدیر و تشکر بعمل میاید بخصوص  استاد محترم دکتر عارف اسماعیل نیا که با قبول زحمت فرمانداری تحقیقات و تلاش وافری  نمود

درطول ادوار گذشته حدود جغرافیایی خلخال بسیار وسیع بوده است و مراد از  کلمه خلخال فقط  شهر خلخال یا  هروآباد نیست بلکه سایر منطق خلخال نیز در طول تاریخ دارای هویت ممتازی بوده که به اهمیت و تاریخ کهن  ولایت خلخال تاثیر  داشته است بطور نمونه  فیروزآباد –بنه خلخال-خوجین-اندبیل – هشجین –برندق-گیلوان-کلور-دیز-کاغذ کنان(آقکند)- و شال درزمانهای گذشته از رونق ومرکزیت شهری برخوردار بوده اند

شال در سال ۲۷۲ هجری به عنوان مرکز خلخال بوده است . پس از خرابی فیروز آباد،حاکم نشین ولایت خلخال (هروآباد) (شهرهیرو) انتخاب شده که قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مرکزشهرستان خلخال (هروآباد) اطلاق شده که بعداً در اوایل دهه شصت هروآباد از مکاتبات اداری رسماً حذف و خلخال تغییر یافته است . درواقع اصل شهر خلخال همان هروآباد – (هیرو) می باشد . که بیشتر پس از دورۀ سلجوقیان مورد توجه قرار گرفته که این شکوفایی در دورۀ صفویه به اوج رسیده است .

در دورۀ شاه عباس اول ،اداره سرزمین و ولایت نظم و نظام جدیدی به خود دید و حدود در«بیگلر بیگی ها» مشخص شد ، بیگلر بیگی های آذربایجان در این دورۀ عبارت از: بیگلر بیگی تبریز،تالیس (تالش/تالاش) سواحل جنوب دریای خزر،         قاراداغ ،خوی،سراب،شمافی،مرند و سرزمین های جنوب غربی دریاچه اورمیه در این دورۀ اردبیل از طرف صفویان به عنوان یک شهر مقدس معرفی شده و تابع هیچ بیگلر بیگی نگردید ، اینجا مستقیماً تابع پایتخت بود حاکم شهر اردبیل ودیگر ولایات را شاه تعیین می کرد .

منطقه خلخال نیز در ترکیب بیگلر بیگی قرار نگرفته بود و از سوی شاه افرادی تعیین شده و این منطقه را اداره می کردند .

علاوه بر حیث تاریخی ، اهمیت استراتژیک ولایت خلخال در طول اداوار گذشته که به عنوان مرکز هفتاد قلاع قلعه (هروت) داشته است، در ابتدای دورۀ صفویه به جهت این که قسمت اعظمی از قشون شاه اسماعیل در شروع حمله و تأسیس دولت صفویه ازمناطق مختلف خلخال بود . خلخال به ویژه مرکز هفتاد قلاع (قلعه هروت) که همان قلعه هرو امروزی است (قلعه باشی) و شهر هرواباد مرکز فعلی شهرستان خلخال در دوره صفویه مورد توجه بالایی قرار گرفته است و از لحاظ تقسیمات کشوری خلخال بالاتر از بیگلر بیگی بوده است لذا بررسی هویت شهری خلخال در دورۀ صفویه حائز اهمیت است و در معماری شهری و آثار باقی مانده اماکن تاریخی درشهر خلخال نیز حاکی از توجه و اهمیت خلخال در دورۀ صفویه است .

از جمله آثار: تکیه مختارخلخال «درحال نابودی است قسمتی بیشتری از این بنا فروریخته است»این بنا درصورت مرمت می تواند در شناسایی و هویت معماری اسلامی شهر خلخال مورد توجه گردشگران قرار گیرد .

حمام قدیمی شهر خلخال: که در ضلع غربی میدان آزادی شهر – محل فعلی ساختمان بانک تجارت در زیر هزاران خروار بتن و آرماتور دفن گردید .

طبق نقل و قول ریش سفیدان خلخال این حمام از لحاظ معماری و قدمت بنا یکی ازحمام های مهم می باشد .

حمام بازار: دومین حمام تاریخی خلخال که در میدان مسجد جامع شهر خلخال قرار گرفته است تاکنون اقدمی در جهت ترمیم این بنا صورت نگرفته و بصورت متروکه باقی مانده است

بنای قدیمی امامزاده پیر سلمان:ساختمان قدیمی این امامزاده در سال های قبل بر اثر اجرای خیابان روشن محله و تجدید بنای مسجد و امامزاده از بین رفته است اما بازسازی این امامزاده،با هویت معماری اسلامی در جهت شناسایی شهر خلخال جذب توریسم موثر خواهد بود .

کمتر شهری در ایران وجود دارد که در استقرار میادین قدیمی شهر علاوه بر مساجد قدیم،امامزاده های دورۀ اسلامی ، بازار قدیمی همراه باشد در یک بررسی و شهری خلخال و بازسازی بناهای تاریخی،احداث معابر با طرح بافت با ارزش نظیر سنگ فرش نمودن – احیاء بازارهای قدیمی از جمله راسته پایین،راسته بالا،سرپوشیده کردن بازارهای ابوذر غفاری بازار معروف پله لر،احیاءحریم قلعه باشی شهر و…  شهر خلخال را به یک شهر تاریخی با بافت با ارزش و افق معماری اسلامی تبدیل خواهد کرد .

وجود امامزاده در محله قاضیلر خلخال از اولاد امام همام موسی بن کاظم (ع) و دسترسی معابر آن با بازار قدیمی قاضیلر و ارتباط آن با بناهای فوق الذکر از امتیازات هویت شهری خلخال بشمار می رود .

در گذشته آب شهری خلخال از چشمه های سنتی بی بی بولاغی ، سیده خاتون بلاغی – جام بولاغی – قرخ بولاغ – حاجت بولاغی تأمین می شد .

که به جهت توسعه شهری استقرار آب و فاضلاب شهری از رونق افتاده است اما به جهت اهمیت می تواند احیاء حریم برخی از این چشمه ها در جهت رونق شهری برنامه ریزی نمود.

اما به علل مختلف این هویت به ورطه فراموشی سپرده شده و به جهت پاره ای از مسایل منطقه ای از جمله تقسیمات کشوری جدید و منتزج شدن برخی از ابادیها از تقسیمات کشوری شهرستان خلخال (جداشدن بخش سنجبد از خلخال در سال ۱۳۷۲)

(جداشدن بخش کاغذ کنان از خلخال در سال ۱۳۵۹و الحاق به شهرستان میانه)

جدا شدن قسمات کوههای طالش از خلخال در اوایل انقلاب و غیره سبب شد که از مساحت منطقه خلخال کاسته شود و در حال حاضر شهرستان خلخال با دو بخش مستقل (خورش رستم-شاهرود)و مرکزی ازلحاظ وسعت در حد مساحت شهرستانهای متوسط قرار گرفته است با این حال این منطقه در بین چهار استان قرار گرفته است.

و شهر کنونی خلخال پس  از شهرستان شدن خلخال مورد توجه قرار نگرفت بلکه شهر هیروآباد یا همان خلخال از گذشته های بسیار دور بعنوان مرکز خلخال محسوب میشود.

به طور نمونه حمداله مستوفی سال۷۴۰ه.ق در نزهت القلوب از خلخال نام برده و خانندبیل-و سجرود-انجیل آباد-و هشتجین را از نواحی چهار گانه خلخال می شمارد و می نوسیددر سابق شهر فیروز آباد که بر سر گریوه بر دلیز بود حاکم نشینان دچار بوده است و حکامش را آقا جریان می گویند و بعد از خرابی فیروز اباد خلخال حاکم نشین شد.

اما هنوز هم به جهت علاقه اهالی محترم فیروز آباد در نوشته ها و گفتار ها با  عنوان فیروز اباد خلخال فیروز اباد را معرفی می کنند.

خلخال از قرن هشتم طبق نوشته مورخین دارای چهار منطقه بوده است بخش خانندبیل (همان بخش مرکزی و حومه خلخال اندبیل مرکز خوانین بوده است) دوم منطقه سجرود همان حومه روستای سوجهرود فعلی شامل برندق و اطراف جعفرآباد -انجیل آباد که همان سنجبد فعلی (سنجاباد=سنجابد)یا همان سنگ اباد منطقه سنجبد (شهرستان کوثر فعلی) و هشتجین همان هشتجین فعلی (خورش رستم).

در این دوره یعنی از قرن هشتم به بعدخلخال (هیروآباد)رسما حاکم نشین و مرکز ولایت خلخال بوده است.

دیگر اینکه مراد از خلخال شهر هیرو آباد نمی باشد بلکه هدف نگارنده مقصود از خلخال شامل ولایت وسیعی از آذربایجان یعنی محال خلخال است که این حلقه مفقوده راز توسعه منطقه خلخال بویژه شهر خلخال است که هویت خلخال  شناسایی و مورد توجه قرار گرفته است .

در ابتدایی برنامه ریزی شهری شناسایی هویت شهر از راهکارهای اساسی توسعه می باشد .

خلخال یکی از معابر استراتژیکی و حماسی به شمار می رفت در حقیقت تا قرن هشتم ه.ق خلخال مخصوصا هروآباد(شهر خلخال فعلی) و فیروزآباد محل گذر لشکر متخاصمین و سلاطین محلی یا متجاوزین خارجی مدافعین داخلی بوده و اغلب شاهان ایران جهت حفظ مرز های شمال غربی ایران ما بین آذربایجان و فقفاز از این معبر عبور کرده اند.

وجود پل تاریخی (پردیس) پا بردلیز بروی رود خانه قزل اوزن بر سر راه قدیمی سنجبد –کاغذ کنان ساخته شده تنها معبر و گذرگاه قدیمی و تاریخی بین البرز غربی (گیلان و غرب گیلان)خلخال به طرف زنجان – میانه مرکز آذربایجان بوده است .

یکی دیگر از آثار دوره صفویه در خلخال بازار سرپوشیده قدیمی خلخال بود که فعلا اثری از این بنا ها وجود ندارد اما در سال های اخیر فقط قسمتی از نما ورودی ،مغازه های تجاری در ابتدای بازار پله لر طاق نمای دورۀ صفویه باقی مانده بود. که به لحاظ عدم برنامه ریزی پایدار و اهمیت ندادن بر هویت و معماری اسلامی این بازار نیز به تاریخ پیوست .

اما سردرب برخی از منازل مسکونی در محله قدیمی قلعه باشی نیز از دوره های قبل به ویژه قاجار – افشار- و اندکی هم ازدوره صفویه باقی مانده بود که براثر بی اطلاعی ساکنین و ساخت و سازجدید از بین رفته است .

جا دارد اعضای محترم شوراهای اسلامی شهر خلخال به همت شهردار با برنامه ریزی مدون و اجرایی در جهت ایجاد هویت شهر خلخال قدمهای موثری بردارند و با مطالعه و طراحی محله قدیمی معروف به قلعه باشی  و امکانات  حاشیه این مرکز میتواند این محل  را به یک مجموعه تاریخی و توریستی تفریحی تجاری و گردشگری تبدیل کند و در واقع بعلت وجود آثار تاریخی  درحلقه مرکزی شهر خلخال و احیا بافت قدیم شهر و حریم تاریخی قلعه باشی مرکز شهرستان خلخال را به یک محدوده تاریخی توریستی گردشگری رفاهی اقتصادی و مهمتر از همه احیا بافت با ارزش شهری اسلامی معماری زمینه را برای س

 
تقسیمات کشوری

 

شهرستان خلخال در استان اردبیل 3 - معرفی کامل شهرستان خلخال

شهرستان خلخال به مرکزیت شهر خلخال در جنوب استان اردبیل واقع است و تا همین چند سال پیش شهرستان کوثر با نام بخش سنجبد و مرکزیت گیوی جزو شهرستان خلخال محسوب می شد . بخش کاغذکنان میانه با مرکزیت آق کند نیز تا سال ۱۳۵۸ جزو خلخال بود که از آن سال به بعد جزو میانه شد .

در حال حاضر خلخال کنونی شامل سه بخش مرکزی ، هشجین و شاهرود می باشد

 

بخش مرکزی شهرستان خلخال به مرکزیت شهر خلخال شامل :
دهستان خانندبیل شرقی
دهستان خانندبیل غربی

دهستان سنجبد شرقی

 

بخش خورش رستم شهرستان خلخال به مرکزیت شهر هشجین شامل :

دهستان خورش رستم جنوبی

دهستان خورش رستم شمالی

 

بخش شاهرود شهرستان خلخال به مرکزیت شهر کلور شامل :

دهستان پلنگا

دهستان شال

دهستان شاهرود

زبان اکثریت مردم بخش مرکزی و خورش رستم و عمده روستاهای این شهرستان ترکی آذربایجانی می‌باشد. اکثریت مردم بخش شاهرود  تاتی صحبت می کنند و البته در برخی از روستاهای خلخال تالشی و کردی نیز تکلم می شود.

جمعیت

همانطور که همه ما می دانیم جمعیت خلخال در این چند سال اخیر دچار تغییرات اساسی شده و بحث و گفتگو در این زمینه بسیار طولانی است ولی در جدول زیر مقایسه ای شده از جمعیت خلخال در سال ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵

 

۱۳۷۵

۱۳۸۵

درصد ( حدوداً)

جمعیت مردان

۵۱۱۹۶

۴۶۱۹۱

۱۰٪  کاهش

جمعیت زنان

۵۳۲۵۸

۴۸۸۱۴

۹٪  کاهش

کل جمعیت خلخال

۱۰۴۴۵۴

۹۵۰۰۵

۹٫۵٪ کاهش

خانوارشهری

۸۹۱۶

۱۱۵۳۸

۳۰٪ افزایش

خانوار روستایی

۱۱۴۷۲

۱۱۴۷۸

۰ ٪

کل خانوارهای خلخال

۲۰۳۴۲

۲۳۰۱۶

۱۳٪

راههای ارتباطی

 

راههای ارتباطی خلخال دغدغه اصلی مردم این شهرستان است . با امید به گسترش این راههای اطلاعات مربوط به راههای قدیمی و جدید و در حال ساخت خلخال بصورت نقشه زیر که توسط مدیریت سایت طراحی شده در اختیار عزیزان قرار میگیرد :

 

شهرستان خلخال در استان اردبیل 15 1 - معرفی کامل شهرستان خلخال

شهرستان خلخال در استان اردبیل 13 1 - معرفی کامل شهرستان خلخال

 

 

رودخانه های خلخال

شهرستان خلخال دارای رودخانه های متعددی است که همگی آنها پس از سیراب نمودن قسمتهای بسیار محدودی از دور و بر خود ، بدون استفاده خاصی به رودخانه بزرگ قزل اوزن میریزند . هر ساله از حوزه شهرستان خلخال نزدیک به ۵۰۰ میلیون متر مکعب آب به رودخانه قزل اوزن سرازیر شده و از آنجا هم بدون استفاده خاصی به استان گیلان می ریزد که بعد از جمع شدن در سد منجیل ،‌ به اسم سفید رود ادامه پیدا کرده و مردم گیلان بیشترین بهره را از این آب می برند ( حدود ۶۰ در صد )

شهرستان خلخال در استان اردبیل 14 1 - معرفی کامل شهرستان خلخال

رودخانه های مهم خلخال شامل :

– ازنو چایی : سر چشمه آن چشمه ازناو است که در جنوب  شهر خلخال واقع است و پس از عبور از روستای خوجین و پدید آوردن باغهای زیبا در امتداد این رودخانه به شهر خلخال می رسد

– نورعلی چایی : که از دامنه کوههای باغرو تالش که در شرق شهرستان واقع است سرچشمه می گیرد و پس از گذشتن از روستای اندبیل از سمت شرق وارد شهر خلخال می شود .

– قئز باخان چایی: که از سمت جنوب غربی خلخال وارد شهر می شود و بعلت محدود بودن حوزه ، آب آن بصورت فصلی بوده و در بارندگی های شدید و به گفته قدیمی تر ها امکان وقوع سیل نیز وجود دارد .

– هیرو چایی : سه رودخانه بالا در مرکز شهر خلخال به هم می پیوندند و رودخانه هیرو چایی را تشکیل می دهند که در امتداد جاده خلخال اردبیل به سمت شمال غرب در جریان بوده و در اطراف خود باغهای زیبایی بوجود آورده است .

– آرپاچایی که از حوزه سنجبد شرقی و روستاهای شمالی نظیر اوجغاز سرازیر شده و در نزدیکی روستای ” اینالاوا ” به هیرو چایی می پیوندد که در ادامه با تعدادی رودخانه فصلی هم به هم پیوسته و پس از گذشتن از شهر گیوی و پیوستن به رودخانه فیروز آباد به قزل اوزن می ریزد .

– شاهرود : رودخانه شاهرود که در بخش شاهرود و به سمت جنوب در جریان است و پس از طی مسیر پر پیچ و خم خود به قزل اوزن می پیوندد .

– قزل اوزن : معروفترین و پر آب ترین رودخانه شهرستان خلخال است که در قسمت غربی شهرستان خلخال و در بخش خورش رستم از شمال به جنوب در جریان بوده و بعلت ارتفاع نسبتا زیاد روستاهای اطراف آن ، استفاده از آب آن برای اغلب روستاها میسر نیست . این رودخانه از ارتفاعات کردستان سرچشمه می گیرد که پس از گذر از مسیر های پر پیچ و خم کردستان و آذربایجان شرقی به حوزه خلخال وارد شده و پس از گذر از آن به سد منجیل میریزد که در ادامه با نام سفید رود به دریای خزر می ریزد .اخیرا مسأله حقابه استان اردبیل از قزل اوزن در  استان اردبیل مطرح شده که امیدواریم  مردم منطقه خلخال به حق واقعی خودشان برسند !!

منابع:

-ویکی پدیا

سایت خلخالیم